عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
11
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
امّا مبنايى كه موضع شيعه نسبت به اين حديث و امثال آن بنا مىشود ، آن است كه « مرجع در امور دين ، بعد از پيامبر ( ص ) كتاب خدا و اهل بيت است كه خداوند پليدى را از آنان زدود و پاكيزهشان گرداند » « 1 » امّا بايد گفت ، حتّى اين سخن هم خالى از تناقض نيست چون ترتيب مراجع در امور دين چنين است : قرآن و سنت ، امّا اين سخن ، ابتدا پيامبر [ ص ] ، سپس قرآن و بعد ، اهل بيت [ عليهم السلام ] را مبنا قرار داده است . در هر حال ، هر گروهى توجيهاتى در بيان آراى خود دارد كه به آنها پاى بند است ( 7 ) . [ آية اللّه ] خويى مىگويد : « روايتهايى كه با آنچه به طور صحيح از اهل بيت آمده ، مخالف باشد ارزشى ندارند ، لذا اهميتى ندارد كه دربارهء سندهاى اين روايتها سخن بگوييم . اين نخستين چيزى است كه روايت را از اعتبار و حجّيت ساقط مىكند « 2 » . سپس به بيان تناقض و اختلاف بين روايتهايى كه آورده مىپردازد و مىگويد : « از جمله تناقضها اين كه برخى از روايتها دلالت دارد بر اين كه جبرئيل بر پيامبر ( ص ) يك حرف را خوانده است و پيامبر ( ص ) طلب زيادت كرد و او هم افزوده ؛ تا اين كه به هفت حرف رسيده است . اين مطلب دلالت دارد بر اين كه زيادت تدريجى بوده است و در برخى روايتها آمده كه زيادت يك بار در مرتبهء سوم بوده است و در برخى هم خداوند در مرتبهء سوم فرمان داده است كه به سه حرف بخواند و در مرتبهء چهارم ، فرمان به خواند به هفت حرف بوده است . » . « از جمله اين تناقضها اين كه ، برخى از روايتها دلالت دارند كه زيادت ، همگى در يك جلسه بوده است و پيامبر ( ص ) به راهنمايى ميكائيل طلب زيادت كردند و جبرئيل به آن افزود تا به هفت حرف رسيد . برخى ديگر هم دلالت دارند بر اين كه جبرئيل بارها مىرفت و بر مىگشت » . « باز از تناقض اين كه برخى از روايتها چنين مىگويند كه ابىّ وارد مسجد شد و مردى را ديد كه بر خلاف قرائتش ، قرائت مىكند . در برخى از روايتها هم آمده است كه وى در
--> ( 1 ) ابو القاسم الخوئى ، البيان ، ج 1 ، ص 123 . ( 2 ) همان .